مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

452

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> وگرد نفاق وناراستى وشقاق نگردند ، تا گاهى كه ستون دين را برافرازم ، چراغ آيين را بر افرازم ، أمور مسلمانان را به نظام وقوام بياورم ، وخون پيغمبران وپيغمبر زادگان را بجويم ، نه از زوال مال برانديشم ونه از فناى روزگار خويش ومرگ بيمناك شوم . » ابن أثير وصاحب روضة الصفا به تقريب يكديگر گويند : پاره‌اى از مردم كوفه به خدمت عبداللَّه بن يزيد والى كوفه آمدند وگفتند : « از خويشتن در غفلت مباش كه خوارج در اين‌شهر بسيار شده‌اند ، گروهى به مختار وانبوهى به سليمان پيوسته‌اند ، بآن آهنگ باشند كه غفلتا به سراى تو اندر شوند وتو را از ميان برگيرند ، اكنون نزديك به صواب آن است كه بىدرنگ جمعى را به سراى سليمان بفرستى تا أو را به دست آورده ، جاى به زندان دهند ، اگر دانى كه اين‌كار بدون پيكار به‌پاى نمىرود ، جنگ را آهنگ جوى . » عبداللَّه گفت : « اين‌جماعت بر چه عقيدت هستند ؟ » گفتند : « در باطن سنّى هستند ، اما در ظاهر اظهار تشيّع نمايند وخون امام حسين عليه السلام مىجويند . » عبداللَّه گفت : « من قاتل آن‌حضرت نيستم كه ايشان به آهنگ من باشند ، آن كس كه آن‌حضرت را شهيد ساخته اينك از جانب شام فرا مىرسد . بهتر آن است كه شيعهء امام حسين عليه السلام پذيراى مقاتلت أو گردند ، نه با من ، اگر با ما جنگ جويند ما نيز با ايشان حرب سازيم ، اگر ما را باز گذارند ما در طلب ايشان برنياييم ، چه اين‌قوم در طلب خون حسين سلام‌اللَّه عليه خروج مىنمايند ، خداى اين‌جماعت را رحمت كند واز گزند روزگار أيمن بدارد . » آن‌گاه بفرمود تا مردمان در مسجد كوفه انجمن شدند وخود برفراز منبر شد وگفت : « ايّها النّاس به من پيوست كه يك‌دسته از شما متفق شده‌ايد كه خون امام حسين عليه السلام را بجوييد ، سوگند باخداوند كه من امام حسين را نكشته‌ام ، به آن‌امر نفرموده‌ام وخشنود نبوده‌ام ، ونيك مىدانم كه آن‌كسان كه آهنگ حرب من دارند چه مردم هستند ، لكن تا مسلمانان با من در مقام مبارزت برنيايند ، به مقاتلت ايشان مبادرت نجويم . همه‌كس مىداند كه خون اين شهيد محروم وامام مظلوم را از پسر زياد ببايد خواست واز بنىاميه طلب ببايد كرد ، مرا ابن زبير به امارت كوفه فرستاده وأو نيز خود طلبكار خون حسين عليه السلام است ، اينك ابن زياد از شام به اين‌سوى روىنهاده ، ببايست به دفع أو روى نهند ، من نيز پشتيبان وظهير ايشان مىشوم . همانا اين فاسق فاجر ، قاتلِ امام حسين عليه السلام واخيار شما وأمثال شما است وبا لشگرى پرخاشگر روى به شما آورده وراه نزديك ساخته ، اگر ساختهء قتال أو شويد از آن بهتر است كه خويشتن در خويشتن افتيد وجلادت خود را در خون خود به‌كار بنديد ، وبر ضعف خود ونيروى دشمن خويش بيفزاييد ، ودشمن چون شما را ببيند همان كه آرزوى اوست در شما نگران گردد . همانا دشمن‌ترين آفريدگان يزدان بر شما به قلع وقمع شما شتابان است ، أو همان‌كس باشد كه هفت سال خودش وپدرش شما را حكومت كردند ، از قتل وگزند اهل‌عفاف ودين ساعتي انعطاف نداشتند ، به خون آن‌كسان دست يازيدند كه شما در مقام آنان به چيزى شمرده نشويد ، هم‌اكنون با كمال حدّت ونهايت شوكت به جنگ أو آهنگ دهيد ، واين سورت وبأس وشدّت را در كار أو وپيكار أو به‌كار بنديد ، نه در ضعف وويراني خودتان ، همانا من شما را ناصحى خيرخواه باشم . »